اشاره: آن چه در پي مي خوانيد، پيش گفتار چاپ جديد منظومه ي «خندیله پشت» است که تابستان سال جاری خورشیدی به همـّت «جناب آقای یاسر کرم زاده ي هفت خواني» در دسترس علاقه مندان ادبیّات تالشی قرار گرفته است. (شعر تالشی)
منظومه ی «خندیلـَه پـِشت» فرامرز مسرور ماسالی، نخستین اثر مکتوب به گویش جنوبیِ زبان تالشی است که در عصر حاضر در قالب کتابی مستقل چاپ شده است. در این منظومه، شاعر، قلـّه ي خندیله پشت، یکی از قلل منحصر به فرد زادگاه خود را مورد خطاب قرار داده و آن را به شنیدن درد دل خود، فرا می خواند( "منحصر به فرد" از این روی که این چکاد پر رمز و راز، از دیر باز زیارتگاهی مذهبی بوده است).
این منظومه ي تالشي در هفدهم اسفند ماه 1350 بر وزن «مفتعلن مفتعلن فاعلن» سروده شده و سپس در سال 1352 به همّت خود شاعر به چاپ رسیده است.
فرامرز مسرور، معلـّمی دلسوز و مهربان، شاعری آشنا به فنون شعر و ادیبی صورتگر است که با بهره گیری از آرایه ی «جان بخشی» (تشخيص)،آغاز به سرودن منظومه ی خندیلـَه پـِشت نموده است.
خندیلـَه پشت! اورو چــمˇ دیل پورَه 1/یک
یـادˇ اشــتˇ چــمˇ دیـلـی را نورَه 1/یک
او خندیلـَه پشت را برای شنیدن درد دل خود، بر می گزیند و از او می خواهد به سخن دلش گوش فرا دهد.
خــوام تˇ نـَه دردˇ دیل بکرم زیاد 1/سه
شاید روکـَه تِه چمˇ دیل بوبو شاد 1/سه
در این دعوت، آن چنان صمیمانه مخاطب خود(خندیله پشت) را فرا می خوانـَد که خواننده ی شعرش نيز از همان ابتدا خود را شنونده ی درد دل شاعر می پندارد. و درست به همين دليل همراه و همپای خندیله پشت، به شِکوه ها و سخنان دل شاعر گوش فرا می دهد. با وجود اين، البته شاعر در آغاز منظومه این نکته را یاد آور می شود که:
دنیا کــو صاحیب دیلی پیــدا نـِـبو 2/سه
غـم هـَدَه یَه دِه دیلی را جا نـِـبو 2/سه
بدین ترتیب، او درد دل خود را از دوران بچّگی آغاز می کند و تمام تلاشش این است که همه ی خاطرات را دقیق به یاد آورد.
خیفـَه ویرم نا، چمˇ دیل خیلی پی 3/دو
با اين وصف، چنان كه خود گفته از بیان همه ي خاطراتش امتناع نموده و تنها به بيان گوشه ای از رويدادها و وقایع گذشته، بسنده می کند.
هَرچی بوام، کـَم واتـَمَه؛ چˇ بوام؟ 3/سه
هــرچی مˇ را گذشتَه، هرگز نِوام 3/سه
از مکتب خانه و معلـّم مکتب می گوید؛ این که چگونه در طول بیست و دو روز، قرائت كل قرآن را فرا گرفته و تنبیه(چوب) استاد را به جان پذيرفته است.
در ادامه از آزادی و رهایی فکر در دوران کودکی سخن می راند و از بی توجّهی به گردش و چرخش روزگار.
یکی از خصوصیّات شعر فرامرز مسرور در این منظومه، ذكر اسامی خاص - اعم از اسامی جاها و مکان ها و اسامی اشخاص - و بازی های رایج در تالش است.
البته هر کدام از این اسامی، در بندهایی از منظومه و در طي خاطراتي قید شده اند. به نام بازی هاي محلـّي، مخصوصاً در بندهای آغازین منظومه، يعني آن جا كه شاعر خاطرات دوره ي كودكي اش را وصف مي كند، برمي خوريم.
ویـــرم آ وَختی لـَپَه مــــزا کـَریم 6/یک
و یا:
دومِه دومِه مزا را اَز شوونـَه بیم 7/یک
گاهی دَخس دَخسه مزا کـَریم 8/یک
پس از اين، شاعر خندیله پشت، كم كم از فضای دوران کودکی بیرون آمده و به بیان خاطرات دوران نوجوانی می پردازد: بامداد رحیل و هیاهوی خاص آن، تصویر گاوها در راه کوچ، انعکاس صدای زنگوله ها و روایت آن چه از مردم می شنید. با بیان این خاطرات و ترسیم این تصاویر است که نخستین «آه» از نهاد شاعر، بر می خیزد.
آخ! چˇبوام؟ آخ! چˇبوام؟ آخ خدا! 9/سه
ضمن بیان خاطرات این دوره است که اسم اماکن و مناطق جغرافیایی پیرامون شاعر، كم كمك در شعرش سبز مي شوند.
تا بند 13 این منظومه، گویی شاعر در حس و خیال خود بوده و فقط با خندیله پشت درد دل كرده و خاطراتش را براي او بیان نموده است؛ امّا از بند 14 اين تصوّر قوّت مي گيرد كه احتمالاً او، حضور مخاطب ديگري را نيز در طي سرايش احساس مي كند. البته اين مخاطب، مي تواند خود شاعر يا هر كس ديگري باشد.
به هر حال او، اين مخاطب را به زادگاه خود، يعني «اولسه بلنگا»، دعوت می کند:
بـِــری سَــــری بــژَن چـــمˇ زادگا 14/یک
یباش یباش بـِـــری اولسَــه بلنگا 14/یک
و آن جا را چون بهشت می داند:
مثلˇ بهشتی مونو، خواهی ناخوا 14/دو
خاطرات دوره ي جواني شاعر هم از «نام واژه»ها سرشارند. اصولاً اسامی خاص -اعم از اسم مکان ها و شخصیّت ها- در ضمن خاطرات دوران نوجوانی و جوانی شاعر آمده اند.
بـِـــــری بشـَـــم ایتِــه «تــــلارگا» دوکـــــــون 15/یک
«مَشدَه ایبــــرِم» چای دَکـَـــرˇ مثلˇ خــــون 15/یک
خـــدا عمـــــرˇر بدَه «مَشدَه سید قَــــــوام» 16/یک
«حسین عـمـــو» و هَــه و «مَشــــــدَه اَنام» 16/یک
«مَشدَه هَچـــی بـــــــرا» و هَــه دˇ نفــــری 17/یک
«خندیلـَه پِشت»! وَختی شیمون«آری دول» 18/یک
«مَـشــــــدَه جـعـفــــــــرقلـــی» خلِه یَه مایا 20/دو
«عـیــــــــوضــی» بــــــــــوایَه ای تییـِـــه با یا 20/دو
«خَــــــرِدولی لاس»ی سَــری هـر سَسی 20/سه
«بَــرزَه خـــونی»،«شنبَه را» شـی، کا نوئـَه 22/یک
یا بشˇ«رَشتـَه پـِشت» و«واشـــیارَه بَند» 22/سه
یا بشˇ«ایسپـــی دَشـت»ی کـــوه و کمند22/سه
«شـَنــــبَه را»را سَـــــری کـــــو لاری نـــوئـَه 23/یک
«مـیــــدخـانـَه مَلـَّــــه» اشـــتـَه را جــایی یا 25/یک
«اَفــــــراســیا بَــگ»ی شـی مِــــــردی جا یا 25/دو
شاعر بعد از توصیف زیبایی های ییلاق و زادگاه خود، از مردم ساکن در این منطقه نیز سخن می گوید و شادمانی حقيقي در زندگی را در گرو همزیستی با تالشان می داند. او تالش ها را رها از هرگونه قید و بند مادی و به دور از طمع ورزي به مال دنیا، معرّفی می کند.
تالشـــــونـَه هر کˇ بومونو شادَه 24/دو
قـَید و بَـنـــد و انتـَه چی کو آزادَه 24/دو
چـِمش سیرَه، طـَمَه نِدارˇ آخا 24/سه
از دیگر خصوصیّات بارز شعر فرامرز مسرور در خندیله پشت، استفاده از باورداشت ها و رسوم تالشان است. آري! اين معلـّم شاعر كه به داشته هاي قومي خود عشق مي ورزد، به جا و با زیبایی و تناسب خاصّی به باورداشت ها و رسم هاي مردم سرزمينش اشاره می کند.
عَیـــدَه نِـــزیک کولی کولی چارشـَنبَه را 26/یک
هَــف جــا کلـَـــش ویکـَـــریمــون قبلـَه را 26/یک
مغــــــریب دَلـَــــکـی روشـــونا همَـه جـا 26/دو
مَسیم هر کس کولی کولی چارشنبَه وا 26/دو
عَـیــدی را دَنگ و کــــوپــــــونـَه صــــدایا 27/یک
هـــر جا حـلــــــوا ســازی یا، آ هَـــــرا یا 27/یک
اگر «خنديله پشت» را به سه بخش مساوی با 15 بند قسمت کنیم، می توانیم بگوییم که از قسمت آغازین بخش سوم، شکوه و شکایت شاعر از روزگار نمایان می شود. جایی که چشمان شاعر از تعجـّب و حیرت باز می مانند، آن جاست که او از فقر و گرسنگی، سخن به میان می آورد.
تعجـــبی را چـمˇ چـِمِـن قـــــــلازَه 29/دو
کˇ بعضی یــون خوراک نون و پیازَه 29/دو
ایلی کو سَــری مَندَه ایلی کو بن 29/سه
کـــو بن اَنشتایَه کـَــرˇ هن و هن 29/سه
او از این که عمر، شتابان در گذر است و فصل خزان زندگي نزديك تر احساس می شود، بسیار گله مند است. و نيز از رنج و مشقـّت مردم مي نالد؛ به گونه اي كه تو گويي شعرش حکایتگر غم و درد مردم است. کوهی از غم در سینه دارد، ولي از وجود اين غم سنگين و غيرقابل تحمّل، راضی است. به عقیده ی او، آن کس که در کودکی تسلیم مرگ می شود، آسوده خاطر خواهد بود؛ چرا که با گذر عمر، غم، انسان را اسیر خود مي كند.
پیلّ آبـِه کـــو خیـــلی شکایت دارم 30/یک
مـــــردومی رنجون کو حکایت دارم 30/یک
چـــمˇ غــــرصَه کـو از رضایت دارم 30/دو
اگـــــر چˇ غـــرصَه بی نهایت دارم 30/دو
خــــردَنی کو هر کˇ مِرˇ راحتـَه 30/سه
پیل کˇ آبَه غم کـَرˇ اَی آحَطـَه 30/سه
چنان از غم درون ناله سر می دهد که هیچ کسی را آشنا به غم و درد خود نمی داند. شرمندگی و سر افکندگی فقرا را سبب اصلی درد و غم خود قلمداد مي كند. وي حتـّی دوره ی جوانی خود را نیز مملو از غم و رنج توصیف می نمايد و نتیجه و دسترنج زندگی خود را تنها غم می داند.
خطاب به خندیله پشت، فرا رسیدن دوران پیری خود را خبر می دهد و این که در دوران پیری نیز چون دوره ی جوانی که از غم، درد، شرمندگی و سرافکندگی فقرا رنج می بُرد، غمگین خواهد بود.
به مرگ و پایان زندگی نیز هشدار می دهد و تأکید می کند که هم گنج قارون و هم دریوزگی، در مقابل مرگ، برابرند و فاقد توان ایستادگی و مقاومت.
شاعر خندیله پشت، با بياني زیبا انسان ها را چونان عابرانی مي نماياند که از راه دنیا عبور می کنند. و در تصويري دیگر، انسان را فصل بهار می داند؛ بهاري كه با فرا رسیدن خزان عمر(دوران پیری)، به زردی می گراید.
دنیا کـــــو مثلˇ چاربادارون مونـَم 37/یک
راهــی اِســـتـَه و رادَویارون مونـَم 37/یک
خندیلـَه پشت! مثلˇ بهارون مونـَم 37/دو
وَختی خَزون آ، بیشـَه زارون مونـَم 37/دو
هنگام توصیف دنیا، سؤالي را مطرح می کند و مي پرسد: آیا می دانی دنیا به چه مي مانـَد؟ و سپس در پاسخ، دنیا را چون پُلی شکسته می داند که دانایان از ایستادن بر روی آن خودداري مي كنند.
بند های پاياني منظومه ی خندیله پشت، به موضوع مرگ می پردازد. در واقع ،شاعر پس از سخن گفتن از دوران کودکی، نوجوانی و جوانی، پیری و سپس بی وفایی دنیا، از مرگ به عنوان حقيقتي موروثي و غيرقابل انكار سخن به میان می آورد.
وي دلخوشي خود و تنها راه رهایی اش را از غم و رنجی که عمري گريبان گيرش بوده، مرگی آرام و بي درد سر می داند و باور دارد:
تمیـــزَه مَـــرگی چـِه دیلی کـَرˇ شاد 41/دو
و تنها آرزويش در دنیای فانی این است که:
قــــوی، ضعیفی سَـــــری مَکو کـما 41/سه
او در مقابل ِ بی وفایی دنیا و در نهایت تسلیم شدن در برابر مرگِ اجتناب ناپذیر، تنها نیکویی و خوبي به یکدیگر را سفارش می کند.
دنیا کˇ فایــــدَه نِدارˇ اَی بــــرا 44/سه
خوب بـبˇ تا خوبی بومونو تˇرا 44/سه
در خاتمه، خطاب به خندیله پشت، از این که به درد دلش گوش فرا داده، سپاسگزاری مي كند و با بیان این نکته که روی ِعاقلان به واسطه ی درک حقایق و ساز و كار دنيا زرد است، سخن دل خود را به پايان می رساند. در آخرين بيت منظومه، برای همزبانان خود، زندگی آرام همراه با شادمانی آرزو می کند؛ چيزي که خود، تنها در دوره ي خـُردسالي و آن هم در بازی های کودکانه، طعمش را چشیده بود. ... روانش شاد و در آرامش جاوداني!
□□□
پس از معرّفي فشرده و اجمالي منظومه ي «خنديله پشت»، جا دارد در اين قسمت از پيشگفتار، نكاتي به صورت مختصر و فهرست وار در خصوص چند و چون مجموعه ي حاضر، به عرض و اطلاع خوانندگان ارجمند برسد:
الف- به دليل كمياب بودن نسخه هاي خنديله پشت، قبلاً در زمان حيات مرحوم فرامرز مسرور ماسالي، توفيق آن دست داده بود كه نگارنده فقط يك نمونه از اين اثر گرانسنگ را در كتابخانه ي شخصي ايشان ببيند. نسخه ي تالشي كامل و ويرايش شده اين منظومه را در واقع جناب آقاي فرزاد بختياري مركيه در اختيارمان قرار داده اند.
ب- بعد از مطالعه ي نسخه ي فراهم آمده و مشخّص نمودن چارچوب اجرايي كار، بندهاي منظومه به فارسي ترجمه گرديد. در ترجمه ي بندها تا حد بسيار زيادي تلاش شده قبل از هر چيز اصل وفاداري به واژگان و ساختار يكايك مصراع ها مراعات شود.
پ- به منظور اينكه خنديله پشت براي عموم تالشان قابل فهم باشد و مخاطبان تالش آن سوي مرز آستارا نيز بتوانند به راحتي با اين اثر ارتباط ايجاد كنند، متن آن علاوه بر الفباي فارسي، به خط لاتين رايج در جمهوري آذربايجان نيز نوشته شده است.
ت- بسياري از لغات منظومه را كه اكثرشان در گويش هاي مختلف زبان تالشي معادل هاي متفاوتي دارند، در پايان مجموعه ي حاضر و در قالب لغت نامه اي گرد آورده ايم. در اين بخش، علاوه بر واژه هاي منظومه به گويش ماسالي و ترجمه ي فارسي آن ها، آوانوشت لاتين و معادل گويش شمالي هر يك از لغات نيز قيد شده است.
ث- غير از لغت نامه، پايان مجموعه بخش هايي تحت عنوان «نمايه ي الفبايي مصراع ها»، «اسامي خاص» و «بازي ها و رسم هاي محلـّي» را نيز با خود دارد. در بخش نمايه ي الفبايي، كل مصرع هاي منظومه به ترتيب الفبايي و بي توجّه به بند مربوط، فهرست شده اند، در بخش اسامي خاص به اسم اماكن و اشخاصي برمي خوريم كه شاعر به مناسبت هاي مختلف در بندهاي اثرش از آن ها ياد كرده و در ذيل بازي ها و رسم هاي محلـّي، نام چند بازي و رسم محلـّي فهرست شده است.
ج- به دليل حسّاسيّت موضوع، ويرايش كل كتاب طي چند مرحله و با دقـّت و وسواس خاصـّي انجام پذيرفته است.
چ- در مراحل مختلف آماده سازي اثر، دوستان و همراهان عزيزي همواره راهنما و ياريگر بنده بوده اند: دوست عزيزم، دكتر فرزاد بختياري مركيه، در ويرايش كتاب ياري ام داده اند و در مراحل مختلف كار نيز از راهنمايي هاي ايشان بهره مند شده ام. خانم الهام قلي زاده، كار نگاشتن متن منظومه به خط آذري (لاتين) را تقبـّل نمودند. آقايان آرمين فريدي، ايّوب نور محمّدي، سيّد مؤمن منفرد و تني چند از ديگر عزيزان هم مرا از لطف، مساعدت و راهنمايي خود بهره مند ساختند. از همه ي اين بزرگواران، صميمانه قدرداني و سپاسگزاري مي كنم.
و ... سخن آخر اين كه: بي گمان كار پيش روي شما، به دور از كم و كاستي نيست؛ ضمن عذرخواهي بابت همه ي خطاها و كوتاهي ها، از شما نكته سنجان مهربان مي خواهم اين جانب را از نتيجه ي دقـّت نظرتان بي نصيب نگذاريد.
ياسر كرم زاده
1390
منبع: منظومه ی خندیله پشت، فرامرز مسرور ماسالي، به كوشش ياسر كرم زاده هفت خواني، فرهنگ ايليا، رشت، ۱۳۹۲
برچسبها: معرّفي آثار, منظومه ي خنديله پشت, فرامرز مسرور ماسالي, ياسر كرم زاده پاسخ به نقاد موهوم «همواج»...
ما را در سایت پاسخ به نقاد موهوم «همواج» دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 233
تاريخ: يکشنبه
11 تير
1396 ساعت: 22:33